محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

241

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

خبر عمرة القضا و از بهر آن اين را عمرة القضا خوانند كه عمرهء قضا بود از آن عمرهء پارينه كه از حديبيه باز گشته بودند و نتوانستند كردن . چون پيغمبر برفت هر كه مسلمان بود از ياران با او بودند ، و قريش او را راه دادند تا اندر آمد با همه ياران و با اشتران . و پيغمبر با ياران همه حرم گرفته بودند و سرها سترده ، و پيغمبر عليه السّلام بر اشترى نشسته بود و عبد الله بن رواحه مهارش گرفته و همى كشيد . چون به مكّه اندر آمد ، همى شد راست تا به مسجد ، و عبد الله بن رواحه پيش او همى شد و اين شعر همى گفت : شعر خلَّوا بنى الكفّار عن سبيله * خلَّوا فكلّ الخير فى رسوله يا ربّ انّى مؤمن بقيله * أعرف حقّ الله فى قبوله نحن قتلناكم على تأويله * كما قتلنا كم على تنزيله ضربا يزيل الهام عن مقيله * ويذهل الخليل عن خليله و قريش مزگت خالى كردند و بر سر كوهها و دروازه ها اندر ايشان مىنگريستند . و پيغمبر را عليه السّلام گفته بودند كه قريش چنين گويند كه محمّد و